الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

80

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

موجودات با اين‌كه در ظاهر زياد مىنمايند ، قسم به جان شما جز شما در آن نيست . شما حقيقت هر وجود ظاهرى هستيد و وجود تمام كاينات توهّمى بيش نيست . در درون من از عشق شما چيزى است كه اگر ظاهر شود ، آن‌كه نمىداند به مرگ من فتوا خواهد داد ؛ عذاب شما بر من نعمت است و چه نيكوست ، كه انواع عذاب بر من بباريد تا در انواع نعمت‌ها قرار گيرم . 126 - با قافلهء عشق لقد كنت قبل اليوم انكر صاحبي * إذا لم يكن ديني الى دينه داني فقد صار قلبي قابلا كل صورة * فمرعى لغزلان و ديرا لرهبان و بيتا لأوثان و كعبة طائف * و ألواح تورية و أوراق قرآن أدين بدين الحب أنّى توجهت * ركائبه ارسلت ديني و إيماني ( شيخ محى الدّين ) * * * تا امروز هرگز دوست خود نمىدانستم ، كسى را كه هم مسلك من و در طريق من نباشد . اكنون دل من جايگاه هر چهره و صورتى است ؛ گاهى چراگاه آهوان و گاهى دير راهبان است ، گاهى بتخانه است و گاهى كعبه . گاهى الواح تورات در آن است و گاهى اوراق قرآن ؛ پس من به دين عشق متمسّك هستم به هر سوى كه توجه كند و دين و ايمان خويش را با قافلهء عشق روان مىسازم . 127 - ملامت قال لي العاذل في حبه * و قوله زور و بهتان ما وجه من أحببته قبلة * قلت و لا قولك قرآن ( ناشناس ) * * * ملامتگرى در عشق او سرزنشم كرد و گفتار او به جز بهتان نبود ، گفت : صورت معشوق تو ، قبله‌گاه نيست ، من نيز به او گفتم : گفتار تو نيز قرآن نيست . 128 - زشت چهره أعظم ما لاقيته * من معضلات الزمن